محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
435
رشحات البحار ( فارسى )
حالى كه اجل مسمى ( معين ) براى همه ( اعم از مؤمن و غير مؤمن ) است . پس چگونه اين امر فقط به مؤمنان اختصاص دارد ؟ دراينباره چند وجه قابل ملاحظه است : وجه يكم مسلما آمدن به دنيا ، براى تكميل كردن مراتب انسانيت است كه امرى تدريجى است . ازاينرو ناگزير ، نيازمند بقا در دار دنيا است . اين است كه ( ؟ ) فرموده است : الدنيا مزرعة الآخرة « 1 » خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلى همچنانكه هدف از كاشت درخت ، ثمردهى ان است و كمال ان به رسيدن ان به حد خويش ( ثمردهى ) است ، غرض و هدف عمر نيز ، آباد ساختن آخرت است . از سوى ديگر ، اهل ايمانند كه غرض حق به رسيدن انان به حد خويش ( آبادسازى آخرت ) تعلق گرفته است . به همين دليل ناگزير انان را ( عمر انان ) تا مدت معينى به تاخير مىاندازد ؛ و اين امرى بر خلاف ديگران ( غير مؤمنان ) است كه متعلق ان غرض ( آبادسازى آخرت ) نيستند ؛ مگر به صورت طفيلى و مانند حيوانات مطلوب و مفيد براى انسان . بهطورىكه تلاش انسان در مواظبت از انها ، صرفا به اين خاطر است كه متعلق به ان غرض هستند . و گرنه سگ هار كه به ان غرض تعلق ندارد ، در حفظ و نگهدارى ان نيز تلاش و جديتى صورت نمىگيرد ؛ مگر به خاطر غرض ديگرى كه به دنبال دارد . ازاينرو روشن شد كه به تاخير انداختن افراد تا مدت معينى ، با طول عمر ملازمه ندارد . بهطورىكه بعد از وصول انسان به كمال خويش دليلى براى بقاى او در دنيا وجود ندارد و بلكه بايد حتما به عالم بقا ، ارتقا ( عروج ) يابد ؛ مگر اينكه مصلحتى ديگر در كار باشد كه بقاى فرد را ايجاب كند . مانند انبيا و
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 225 .